ورطه عشق

هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش 

 نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش

 

 آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش

 وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش

 

 هر که از یار تحمل نکند یار مگویش 

 وانکه در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش

 

 چون دل از دست به در شد مَثَل کره ی توسن 

 نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش

 به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق 

  مژه بر هم نزند گر بزند تیر و سنانش

 

 خفته ی خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی

 عجب از باز نیاید به تن مرده روانش

 

 شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت 

 که همه عمر نبودست چنین سرو روانش

 

 گفتم از ورطه ی عشقت به صبوری به در آیم 

 باز می بینم و دریا نه پدید است کرانش

 

 عهد ما با تو نه عهدیست که تغیُر بپذیرد 

 بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش

 

چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی؟

بنده بی جرم و خطایی نه صوابست مرانش

 

نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم 

که نه تصدیق کند کز دردیست فغانش

 

گر فلاطن به حکیمی مرض عشق بپوشد 

 عاقبت پرده بر افتد ز سر راز نهانش

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین

استبداد روحانی، سنگين‌ترين و زيان آورترين انواع استبدادها در تاريخ بشر است وقتی زور ردای تقوا به تن می‌کند، بزرگ ترين فاجعه به بار می‌آيد . دکتر شریعتی 1-در جریان نگرانی از شخصیت شریعتی افرادی از جمله آیت‌الله مصباح یزدی که از شاگردان عالم، فهمیده و خوب امام و با یک سری تعصبات و متعهد و پایبند عمیق نسبت به مبانی بود، نامه‌ای نوشت . من حامل این نامه بودم. در آن موقع امام تعبیر ماندگاری کردند که این بزرگوار به عالم و آدم بدبین هستند، ما در شرایطی نیستیم که نسبت به دانشگاهیان و روشنفکران با بدبینی نگاه کنیم . وی افزود: امام پاسخ آقای مصباح را در سخنرانی‌ای در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصیه‌ام به دوستان این است که اگر یک وقت بنا شد تحولی در کشور صورت بگیرد و نظامی تاسیس شود، ما طلبه‌ها نمی‌توانیم اداره کنیم و طبیعتا باید عناصر دانشگاهی باشند که مسوولیت ها را برعهده بگیرند، چرا این عناصر را دور و فاصله ایجاد می‌کنید . ( مخالفت صریح امام با مصباح) http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-772007

امیرحسین

اون کامنت مال محسنرضاییه اشتب اینجا نوشتم

امیرحسین

ما در اقصی بلاد دنیا اگر یک کسی بِهمان بگوید: یا للمسلمین! ما موظفیم که به درد آن‌ها برسیم. کسی که نرود سراغش و به فکر او نباشد، این مسلم نیست صحیفه امام، ج16، ص35 صحیفه امام، ج10، ص275 : امروز روز «تهمت» است، من نمی دانم چه جور شده است که هر کس به هر کس دلش می خواهد هر چی می گوید! نمی داند که هتک حرمت مومن، هتک حرمت الله است؟! حفظ نظام مسئوليت كوچك شماست و مسئوليت بزرگ حفظ چهره اسلام است (صحيفه امام ج 10 ص 106

امیرحسین

اه باز اشتب نوشتم کامنت قبلو بیخی

امیرحسین

طلوع مطهری در آفاقی شد که آن آفاق را از لحاظ جو کلی کوشش‌های شریعتی به وجود آورده بود و یا در آن سهم بسیار بزرگی داشت دشمن در آن وقت خوب فهمید که به کجا تکیه کند. نقش اختلاف افکنی و در این نقش دشمن یک جانبه بازی نکرد بلکه دو جانبه بازی کرد. از دو طرف دو جناح و دو جبهه را به جان هم انداخت. کسانی را به بهانه اشتباهات شریعتی آنچنان برانگیخته کرد که حاضر شدند بگویند این حتی دین ندارد، سنی بودن پیش‌کش چون چیز خیلی کمی‌ بود، معتقد به الله و معتقد به نبوت هم نیست رهبری در سومین سالگرد شریعتی اقای مصباح که به شدت مخالف شریعتی و دنبال اعدامش بود عملا بازیچه ی فتنه ی دشمن بود و از سران فتنه ی ضد شریعتی . اینم حرف من نیست. حرف رهبریه

جواب این مطلبو ندادی . چون جوابی نداری بنده خدا . میری ی چیز دیگه میگی چون جوابین داری .بحثو عوض نکن . این دوتایی که گفتم چی داری بگی درموردشون ؟؟؟؟

رهبری به صراحت گفتند که تمام سلایق داخل نظام وارد انتخابات بشن . این نه حق بلکه وظیفه شونه . اینو که تو حرم بودی با گوش هات شنیدی . نکنه میخای رد کنی ؟؟؟؟؟ جناب مصباحتان دقیقا بر خلاف گفته ی رهبری گفتند باید اصلاح طلبان رد صلاحیت بشن و فتوا صادر کردند . اگر غیر این بودکه اصلاح طلبان باید در انتخابات شرکت می کردند و حقشون که نه وظیفه شون بود عارف تایید صلاحیت نمی شد

صدق مطلق خوب است، بلکه موضوع حکم مقید است، ما موضوع را عوضی گرفته‌ایم و خیال کرده‌ایم که موضوع، مطلق است، اگر دقت کنیم می‌بینیم که موضوع حقیقی الصدق المفید للمجتمع است . خیال می‌کنیم مصداق حُسن، صدق بما انه صدق است، در صورتی که چنین نیست، موضوع صدق بما انه مفید است، و اصلاً موضوع حقیقی، همان حیثیت مفید بودن است . نیز : راستگویی خوب است زیرا که موجب اعتماد می شود و زندگی را آسان می کند اما اگر همین راستگویی موجب فساد شود دیگر خوب نیست انتخاب به نقل از فارس تاریخ انتشار : دوم خرداد 1392 یعنی دروغ هر جا مصلحت اجتماعی باشد، «خوب» است ولو دروغ گفتن باشد و هر جا موجب مفسده اجتماعی شود، «بد» است ولو «راست گفتن» باشد. در حالی که حضرت امام رحمه الله علیه می فرمایند : این احتمال، سست‌ترین احتمالات در این مساله است، زیرا عقل زشتی و پستی را در خود دروغ می‌بینید و درک می‌کند از این رو اگر بر یک دروغ حتی عوارض مثبت و عوارض منفی مترتب نشود، بدون تردید، باز هم نفس دروغ، زشت و نازیباست . المکاسب المحرمه، ج2، ص 113

در جایی دیگه حضرت امام میفرمایند : مفاسد دروغ‌گوئی نه تنها بیشتر از مفاسد شرب خمر است، بلکه قابل مقایسه با میگساری نیست. البته این بدان معنی نیست که در هر دروغ الزاماً چنین مفاسد بزرگی وجود دارد، بلکه به این معنی است که دروغ طبیعتاً آثار مخرب و پیامدهای زیان بارتری برای جامعة بشری دارد، مگر نه این است که همه دین‌های ساختگی، محصول دروغ است؟ و مگر نه این است که یک دروغ می‌تواند به ویران شدن شهرها و کشته شدن انسان‌های بیگناه و هتک حرمت‌های فراوان بیانجامد؟ و به هر حال در مجموع، آثار مخرب دروغ در اجتماع بشری، قابل قیاس با شرب خمر و گناهان دیگر نیست . المکاسب المحرمه، ج2، ص 91

شهید مطهری هم می گن : برای حق باید از حق استفاده کرد و اگر من بدانم که با یک دروغ، امشب همة گناهکارانِ شما توبه می‌کنند و نمازِ شب خوان می‌شوند، اسلام به من اجازه چنین کاری نمی‌دهد مجموعه آثار، ج16، ص 110